اولياء الله آملى

12

تاريخ رويان ( فارسى )

فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً » و امثال اين بسيارست . مراد آنست كه چرا نگاه نكنند كه چگونه بود عاقبت كار كسانى [ كه ] پيش از ايشان بوده‌اند و حال آنكه به قوت آثار و اموال قوىتر از ايشان بوده‌اند . « 1 » غرض آنكه ، گذشتگان از دو قسم خالى نبودند ، يا نزديكان حضرت إله بودند ، چون انبيا و ائمهء دين و اولياء اللّه ، اشتغال به حكايت ايشان و وقوف بر سرگذشت ايشان ، بىهيچ بحثى عين طاعت و محض عبادت است . و هرچند كه آدمى به ذكر ايشان استقبال بيشتر كند ، قرب به حضرت عزت زيادت‌تر گردد . چه اين طايفه واسطه‌اند ميان خلق [ و ] خدا ، همچنانكه به صورت در حال حيات مجازى سبب وصول خلق « 2 » بوده‌اند به خدا ، اين زمان نيز كه به حيات حقيقى رسيده‌اند به معنى ، همچنان قصه و ذكر ايشان ، موجب وصول خلق [ به خدا ] مىباشد . و قسم دوم اهل دنيااند كه به هواى نفس و متابعت شيطان و دنياپرستى و صورت پروردن مشغول بوده‌اند ، هم قصه و حكايت و سرگذشت ايشان خواندن ، چندين فايده مىدهد : اولا آنكه چون آدمى قوت و تمكين و شوكت ايشان و درازى عمر و تسلط ايشان در دنيا و تغلب و تصرف در اموال ، معلوم كند ، خود را در مقام حقارت بيند و بداند كه او به نسبت با آن قوم صاحب وجود نيست و از كبر و منى و خودبينى دور شود و اين معنى [ را ] فايده‌اى عظيم است . چه هيچ چيز كه آدمى را در محل هلاكت آرد ، موبق‌تر از كبر نيست ، چه متكبر را

--> ( 1 ) - مطالب بالا با اختلافاتى در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 4 نقل شده است . ( 2 ) - در اصل : حق به جاى خلق .